جمعه 30 مرداد ماه سال 1388
نوشته شده توسط ستاره کویر در ساعت 8:40 PM

لینک باکس آنلاین پرشین گروپ

لینک باکس چیست:
لینک باکس یک جعبه اینترنتی محسوب می شود که در آن پیوند های (لینک های) زیادی وجود دارد. لینک باکس ها به منظور معرفی سایتها و وبلاگها درست میشوند و مزایای زیادی دارند. از جمله این فایده های لینک باکس ها افزایش کاربران اینترنتی و دسترسی آسان تر به مطالب سایتها و وبلاگ ها و مهمترین این مزایا بالا بردن کاربران وبلاگ شما به حد زیاد است.


چگونه کاربران وبلاگ شما افزایش زیادی می یابند؟


"با قرار دادن این لینک باکس در وبلاگتان می توانید کاربرانتان را تا حدّ زیادی افزایش دهید. " چگونه؟ شما برای قرار گرفتن وبلاگتان در این لینک باکس باید این لینک باکس را در وبلاگتان قرار داده و به ما اطلاع دهید. هزاران نفر برای قرار گرفتن لینکشان متقابلا این کار را انجام میدهند و این لینک باکس در سایت یا وبلاگ هزاران نفر قرار می گیرد. دوباره کسانی که به وبلاگ این افراد سر می زنند این لینک باکس را می بینند و برای اینکه در آن عضو شوند همین کار را انجام میدهند. تا اینکه این لینک باکس در میان میلیون ها کاربر اینترنتی قرار می گیرد ... و لینک شما هم چه بخواهید و چه نخواهید در بین این همه کاربر هست و بازدید های شما سر به فلک میکشه و ...

اولین گام برای ثبت وبلاگ یا سایت شما در این لینک باکس :

برای عضویت در این لینک باکس سه کار لازم است: 1. قرار دادن لینک ما به نام لینک باکس ستاره و آدرس http://ogpw-box.blogfa.com 
2. قرار دادن این لینک باکس در وبلاگ یا سایتتان (جهت اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع راهنمایی های زیرین را به دقت بخوانید)
3. اطّلاع دادن به ما ( از طریق لینک پایین صفحه)

:: بعد از انجام این کارهای اندک لینک شما در لینک باکس  آنلاین پرشین گروپ نمایش داده می شود ::

 

 

چگونگی قرار دادن لینک باکس در وبلاگ یا سایت شما :

برای این کار باید کد لینک باکس  را کپی کرده و در قسمت ویرایش قالبتان  قرار دهید.

اگر تمامی موارد بالا را انجام داده اید لینک خود را اضافه کنید تا در اسرع وقت لینکتان را به لینک باکسمان اضافه کنیم

با تشکر لینک باکس آنلاین پرشین گروپ


[ کد را کپی کنید ]
یکشنبه 31 خرداد ماه سال 1388
حال کافران و ظالمان هنگام جان کندن
نوشته شده توسط ستاره کویر در ساعت 10:13 AM

خستگی و تشنگی، مأمون و لشکریانش را بی‏تاب کرده بود. آنان از میدان جنگ باز می‏گشتند و دیگر توان رفتن نداشتند. امّا ناگهان کسی از میان لشکریان فریاد زد: "آب، آب" مأمون با اسب تاخت و خود را به چشمه آبی که در میان شکاف کوهی بود، رساند. آب چشمه زلال و گوارا بود. مأمون مقداری از آن آب نوشید و لشکریان نیز از آب چشمه نوشیدند، ناگهان ماهی بزرگی روی آب آمد. مأمون دستور داد که ماهی را بگیرند و برای او کباب کنند. خواسته او انجام شد ماهی را نزدش آوردند. آن ماهی تکانی خورد و مقداری آب بر سر و سینه مأمون پاشید. مأمون گفت: "همین الان آن را کباب کنید و برایم بیاورید".

امّا هنوز آن ماهی کباب نشده بود که لرزه‏ای بر اندام خلیفه افتاد، به طوری که قادر نبود حرکت کند. برای رفع سرما، به سرعت اطرافیان او را با جامه‏های زیاد پوشانده و گرم کردند، امّا بی‏فایده بود. مأمون از شدت سرما فریاد می‏کشید. آتشی برافروختند، ولی بی‏تأثیر بود. ماهی آماده شد، نزد او آوردند. امّا قادر به خوردنش نبود. اطرافیانش سراسیمه، پزشک مخصوص خلیفه را بر بالینش آوردند تا علت لرزش را بیابد و او را درمان کند امّا از دست او نیز کاری ساخته نبود، زیرا بیماری برایش ناشناخته بود.

مأمون در حالی که به سختی نَفَس می‏کشید، دستور داد او را بر بالای تپه‏ای بلند ببرند تا بتواند به آسانی لشکرش را ببیند وقتی به بالای تپه رسید، نگاهی به لشکریان خود کرد و گفت: "ای خدایی که حکومتت هرگز زوال نمی‏پذیرد، رحم کن بر آن کسی که حکومتش رو به زوال است".

پس از این سخن، چشمانش را بست و سکوت کرد. او را به بسترش آوردند تا آخرین لحظات عمرش را به راحتی سپری کند. مردی را بر بالین او آوردند تا شهادتین را بر زبان مأمون جاری سازد، اما خلیفه از گفتن شهادتین ناتوان بود؛ گویی صدای آن مرد را نمی‏شنید. هر بار، مرد صدایش را برای تلقین شهادتین بلندتر می‏کرد، اما مأمون ساکت بود و چیزی نمی‏گفت. پزشک گفت: "ای مرد! فریاد بزن. به خدا سوگند، که او در این لحظه بین خدا و غیر خدا فرقی قایل نیست." پس از این سخن، مأمون چشمانش را باز کرد. او به شدت از این سخن عصبانی ده بود، خواست تا از جایش برخیزد و به پزشک حمله کند، امّا نتوانست. او حتی‏ قادر نبود سخنی بگوید. و در همین هنگام جان سپرد

پنجشنبه 28 خرداد ماه سال 1388
یاران فرشته مرگ
نوشته شده توسط ستاره کویر در ساعت 08:38 AM

"چگونه ممکن است که ملک الموت، جان هزاران انسان را که مرگشان فرا رسیده باشد، در اثر زلزله، سیل و... یکجا بگیرد و در یک لحظه همه را قبض روح کند؟ او که یک نفر بیشتر نیست"!

این سئوالی بود که ذهن یکی از یاران امام صادق‏علیه السلام را به خود مشغول کرده و در پی پاسخ آن بود.

پیش از آن‏که نزد امام صادق‏علیه السلام برود، با یکی از شاگردان امام‏علیه السلام روبه‏رو شد و مقصد خود را بیان کرد و پرسش خود را با او مطرح کرد.

او در پاسخ گفت: "ملک‏الموت عده بی‏شماری اعوان و انصار دارد که با قوه و اراده او به قبض روح هزاران انسان در یک لحظه مشغولند. هم‏چنین، فرشته، موجود مادی نیست که با مشغول شدن برای گرفتن جان کسی، از کس دیگر باز ماند. اگر بخواهیم چگو گی قبض روح ملک الموت را از هزاران انسان، در آن واحد در قالب تمثیل بیان کنیم، ذکر این حدیث از امام صادق‏علیه السلام بسیار راه گشاست؛ امام صادق‏علیه السلام فرمود: به ملک الموت گفته شد چگونه ارواح را قبض روح می‏کنی، در حالی که بعضی از آنها در همان لحظه در مشرق هستند و برخی در مغرب؟

گفت: آنها را می‏خوانم، آن‏گاه دعوت مرا اجابت می‏کنند. تمام دنیا نزد من مانند یک کاسه در نزدِ یکی از شماست. از هر کجایش بخواهید تناول کنید، در دسترس شماست. دنیا نزد من مانند یک سکه در کف یکی از شماست. هر طور که بخواهید آن را می‏چرخانید.

مردِ مسلمان، وقتی این مطالب را از زبان شاگرد امام صادق‏علیه السلام شنید، قانع شد و از او تشکر کرد، امّا به راه خود برای دیدار امام صادق‏علیه السلام ادامه داد و با امام‏علیه السلام دیدار کرد. آن روز احساس کرد روز خوبی را پشت سر گذاشته است و خشنود به خانه بازگشت.

   1      2      3    >>